غزل هفته شماره ۳۳ از: فیض کاشانی
غزل هفته آذر ۴م, ۱۳۹۰ای تو ما را راحت جان الغیاث
دردها را جمله درمان الغیاث
ای سروسر کرده هر سروری
نیست ما را بی تو سامان الغیاث
قائم آل پیامبر دستگیر!
بی توایم افتان و خیزان الغیاث
کار شرع از دست شد، بیرون خرام
تازه کن آئین ایمان الغیاث
عالمی گردید مالامال شر
از جفا و جور و طغیان الغیاث
خون ما خوردند این دجالیان
مهدی هادی دوران الغیاث
فیض شد دلتنگ صحرای فراق
مونس دل راحت جان الغیاث
دیدگاه های اخیر