طواف بولوار
مقالات آزاد شهریور ۳۰م, ۱۳۸۹طواف بلوار
مدتها بود بلواری که بعدها به نام کارگر نامگذاری شد، پر از زبالههای ساختمانی بود تا آنکه شهردارهای محترم یکی پس از دیگری زحماتی را متحمل شدند و دستی بر سر و روی این بلوار کشیدند. یکی جدول کشی را تکمیل کرد ، دیگری بلوک گذاری را تمام کرد. یکی سرو نشاند و دیگری نیز به گل آراست. و در نهایت یکی هم نامگذاری نمود به نام کارگر.[۱]
این قدمهای خیرخواهانه سبب شد افرادی نیز برای ورزش و نرمش و بعضیها هم برای تفریحات جانبی، به راهپیمایی اطراف این بلوار در صبحگاه روی آورند. یکی از شهردارها هم تصمیم گرفت غرفههای پیش ساخته در این بلوار بکارد تا تعدادی از دستفروشان برای امرار معاش به این مکان روی آورند، ثمره دیگر این کار این بود که اشتغالزایی میشد. هنوز این حرف به عمل ننشسته بود که با اعتراض همسایهها و شکایت و شکایت کشی انجامید واین عمل خیرخواهانه در نطفه خاموش شد.
چند اتاق پیش ساخته هم که مستقر شده بود، بدون سر وصدا جمع آوری شد و با جرثقیل به مکان دیگر انتقال داده شد. عدهای از پیرزنها و پیرمردها که در اثر کهولت سن دچار چیزهای کمیاب یا نایاب مثل قندخون، چربی و فشار خون شده بودند برای مداوا و یا تسکین بیشتر به راهپیمایی در این بلوار روی آوردند. همین عمل بزرگان سبب شد که جوانترها هم از آنها تأسی جویند و به این بزرگان بپیوندند. در همین راستا عدهای جوانتر از جوان هم که به قول امروزیها سانتال مانتالتر بودند به این جمع پیوستند. این عمل حرکت، از اول بلوار تا انتهای آن صورت میگرفت. حرکت از سمت چپ یا راست مهم نبود بلکه طواف در این بلوار مهم بود. بعضی از افراد در عمرشان یک مرتبه یا چند مرتبه موفق میشوند که به طواف کعبه بروند و سعی صفا و مروه نمایند. اما این طواف که اطراف یک بلوار کوچک صورت میگیرد روزانه میباشد و برای عموم، از زن و مرد، پیر و جوان، دختر و پسر، با پای پیاده یا اسکیت، همه پروانهوار اطراف این بلوار میچرخند. فرق دیگر این طواف با طواف «حج» در این است که آن یکی باید وجهی پرداخت و سالها هم در نوبت بودن شرط است که اگر عمری باقی بود و آنفولانزای خوکی مسری نشود یک مرتبه انجام میگیرد و محدود به چند روز است؛ اما این طواف محدودیت زمانی ندارد و برای آن نیز لازم نیست وجهی پرداخته شود حتی لازم نیست حدود ۱۷سال در نوبت بود. و محدودیت دیگر آن این است که هفت دور بیشتر نیست. به همین مناسبت هر روز افراد بیشتری به این جمع میپیوندند.
بعضی از مسئولین امر تصمیم گرفتند از آب گل آلود ماهی گرفته و این جمع خودجوش را به خود منتسب کنند و این جمع را به نام خود ثبت کنند که چنین فکری نتوانست عملی شود.
پس از مدتی شهردار محترم دیگری تصمیم گرفت به تقلید از شهرهای بزرگ، یک سری وسایل ورزشی در این محیط مستقر کنند تا افراد علاوه بر طواف، به ورزش و نرمش و بدنسازی هم بپردازند. بودجهای تصویب شد. وسایلی با زحمات زیاد در این بلوار نصب گردید. این وسایل چون در فضای آزاد نصب شده بود سبب مشکلاتی شد، زیرا مردان و زنان در برابر انظار عمومی به ورزش میپرداختند و بعضی از افراد هم هنگام ورزش برآمدگی بدنهایشان بیشتر نمایان میشد. البته اگر از قبل حساب شده عمل شده بود و با گونی بین زنان و مردان تفکیک قائل شده بودند بهتر بود و منجر به مسائل بعدی نمیشد. برآمدگی زنان ومردان عدهای را خوش نیامد و محزون گردانیدو عدهای را نیز مسرور میگردانید.[۲] تا اینکه گروه محزونین چیره گشته بر مسرورین فائق آمدند. پس از شور و مشورتی تصمیم گرفتند که این وسایل جمعآوری شود چون وسایل استفاده دوگانه دارد، هم میشود با آن ورزش کرد و هم میشود گناه کرد.
باز بودجه بی صاحبی تصویب شد، وسایل را با زحماتی دیگر از جای کندند تا در جایی که محرم و نامحرم رعایت شود نصب شود تا برآمدگی زنان بر مردان و برآمدگی مردان بر زنان هویدا نگردد. و موجب گناه نشود. لذا این امر به معروف و نهی از منکر عملی گردید.
اما حقیر نمیدانم که درآن مکان چگونه فاصله بین محرم و نامحرم ایجاد کرده است و یا اینکه خود وسایل میتوانند موارد گناه را از غیر گناه تشخیص دهند؟ این تغییر و تحول سبب شد که افراد نرمشگر رامشگرقانع شوند و دیری نپایید که طواف کنندگان مجددًا روی بر بلوار آوردند.
در روایات آمده که مردم آخرالزمان سه گونه حج انجام دهند گروهی برای تجارت، گروهی برای سیاحت و گروهی هم برای زیارت مشرف شوند. اما در این طواف، یا زیارتالرجال عنالنساء و زیارتالنساء عنالرجال است و گروهی هم فقط برای سلامتی و بهبودی به این مکان روی میآورند. در این طواف خاصیت دیگری نهفته است که محدود به قانون خاصی نیست و روز به روز افراد در حال افزایش هستند و هر چه شلوغتر باشد مقبولتر خواهد بود. دورهای طواف هم محدود نیست. به طور مثال فردی که ابتدایی است ممکن است به یک یا چند دور اکتفا کند اما روزهای بعد به طواف خود میافزاید. این در حالی است که افراد تسبیح در دست مشغول گفتن ذکرند یا مشغول شمارش طواف های خود. دراین جا یک نکته قابل توجه است که محزونین که فکر کردند کار تمام شده و معروف جای منکر را گرفت، آیا بر حزنشان افزوده گشته و در صدد برخواهند آمد که بلوار را با گونی، زنان و مردانه کنند و یا اینکه دفتری در آنجا ایجاد کنند تا بتوانند ورودیه بگیرند. اگر چنین شود خیر دنیا و آخرت در آن خواهد بود. والسلام.
[۱] . البته نام کارگر بر بعضی از ارازل و اوباش خوش نیامد و هر از گاهی رنگ بر آن پاشیده یا آن را از بیخ میکنند و جمله بلوار چمران را روی آن مینویسند.
[۲] . عده ای همیشه گوش به زنگ هستند که خدایی نخواسته گناهی صورت نگیرد و باعث عذاب تر و خشک نشود.
دیدگاه های اخیر