نقدی بر کتاب قرآن مقطع سوم ابتدایی
مقالات قرآني بهمن ۲۵م, ۱۳۸۹بسم الله الرحمن الرحیم
نقدی بر کتاب قرآن مقطع سوم ابتدایی
کتابی که برای آموزش قرآن سال سوم ابتدایی نوشته شده دارای چند اشکال عمده میباشد که به بعضی از موارد آن پرداخته میشود.
۱- قرآنی که برای این نوع آموزش نوشته میشود باید کاملاً رنگی باشد تادانش آموزان بتوانند تمام حروف ناخوانا را از خوانا تشخیص دهند و از رنگ های متفاوتی برای سایر استثناها استفاده کنند که چاپ چنین قرآنی هزینه بسیار دارد.
۲- یا باید بوسیله فلش حروف ناخوانا مشخص شود که تمام قرآن هم اگر به وسیله فلش علامت گذاری شود کاری بسیار زشت و ناپسند است. قرآن آموز پس از آن باید یکی از این دو حالت را در قرآن بیابد و الا نمیتواند قرآن بخواند این روش غلط سبب شده که دانش آموزان ما پس از آن که علامت فلش را از بالا یا زیر کلمات حذف میکنیم نمیتوانند کلمات را بخوانند و از خواندن قرآن متنفر میشوند. به همین دلیل کسانی که این نوع روش را ابداع کردهاند در مدت ۳۰ سال نه تنها نتیجهای نگرفتهاند بلکه باعث رویگردانی دانش آموزان از قرآن هم شدهاند چون روشهای ابداعی گوناگون طی این چند سال جز سرخوردگی چیزی را در بر نداشته است.
۳- قرآن آموز اگر در مکان هایی قرار بگیرد که از این دو نوع قرآن موجود نباشد نمیتواند یک صفحه قرآن را بخواند. پس این نوع آموزش علاوه بر اشکالهای دیگری که در بر دارد محدودیت مکانی هم دارد.
۴- آموزش در این نوع روش نه بر رسم الاملاء تکیه دارد نه بر رسم المصحف بلکه یک رسم ساختگی است که در هیچ زمانی نبوده و مورد قبول مسلمین قرار نخواهد گرفت.
۵- تضاد فاحش در خود این کتاب وجود دارد که هرکدام از قسمت کتاب قسمت دیگر را نفی میکند.
۶- در این کتاب تا صفحه ۱۲۳ از علامت سکون استفاده شده و از آن به بعد علامت سکون به خاطر آنکه یک علامت عربی است حذف میشود.
۷- علامت مد که از صفحه ۱ تا ۱۲۳ کاربردی نداشته و از آن نامی به عمل نیامده است از صفحه ۱۲۷ تا صفحه ۱۳۸ این علامت بدون هیچ توضیح وارد آیات میشود.
۸- علامت اشباع «ها »تا صفحه ۱۲۳ به این شکل « ی» استفاده شده و از صفحه ۱۲۷ به بعد از این شکل « » استفاده شده است.
۹- خود افرادی که این نگارش را طراحی کردهاند آن را قرآن ملی نامیدهاند نه قرآن اسلامی بلکه برای ملت ایران کاربرد دارد زیرا ملی است نه اسلامی که برای جهان اسلام قابل استفاده باشد.
در اینجا میپردازیم به اشکال هایی که در هر صفحه وجود دارد و با آخر قرآن و یا قرآن های دیگر ناسازگاری داشته است؛ بلکه بیشتر پرداخته میشود به تضادهای درون خود این کتاب.
صفحه ۲- در حدیث ذکر شده علامت مد وجود ندارد و علامت اشباع « ها» از « ی» استفاده شده که ساختگی است و کلمات حدیث طین به صورت رسم الاملاء نوشته شده است.
صفحه ۴- لام اول لفظ جلاله «الله» در حالی که ناخوانا است به صورت رنگی نوشته نشده در حالی که روش آموزش در این کتاب برآن است که حروف ناخوانا رنگی نوشته شود. و در خط ۴ فلش را از روی لام الا به لام دوم الله انتقال داده و لام الله را نیز رنگی استفاده نکرده است. این اشکال در کلمه رسول الله نیز وارد است. در حیَّ علی الصلاه از رسم الاملاء استفاده کرده که در تضاد با صفحه ۱۲۷ همین کتاب است.
صفحه ۵ و ۶ و ۷ و ۸ تمام اشکال های صفحه ۴ تکرار گردیده است.
صفحه ۹- علاوه بر اشکال های قبل علامت سرکشی روی الف مخصوص زبان فارسی است چنین سرکشی در کلمات عربی وجود ندارد و در تضاد با صفحه ۵۳ میباشد و علامت یاء اشباع در کلمه بحمده زائده میباشد چون اگر وقف صورت گیرد این علامت اشباع لازم نیست و اگر هم با صلوات مطرح شود که باز هم به سکون میرسد و از اشباع خبری نیست.
صفحه ۱۰- اشکالهای صفحه ۴ و صفحه ۹ تکرار گردیده است.
صفحه ۱۱- اشکالهای صفحه ۴ تکرار گردیده است.
صفحه۱۲- علاوه بر اشکالهای صفحه ۴ اشکال اشباع «هاء» در رسولُهُ به خاطر سکون اللهم و اشکال صفحه ۹ در مورد آن موجود است.
صفحه ۱۳- تمام اشکالهای صفحات قبل در مورد لام «الله» اشباع «هاء »رسم الاملاء تکرار گردیده است. بعد از سلام سوم چه تکبیر گفته شود چه صلوات فرستاده شود «هاء» اشباع نمیشود چون حرف «هاء» در برخورد با «الله» یا «اللهم» اشباع نمیشود.
صفحه ۱۴- اشکالهای صفحه ۴ و صفحه ۹ تکرار گردیده و در تضاد با صفحه ۵۳ میباشد.
صفحه ۱۶- یاء در فاقرئوا پایه برای همزه و ناخواناست و باید رنگی نوشته شود و الف در القرءان نیز با آمنوا صفحه ۹ و آل در صفحه ۱۲ متفاوت است.
صفحه۲۳- چون اعراب در آخر کلمات را رنگی استفاده میکنند و منظور ناخوانا بودن آن است در کلماتی مانند نفس، بشر، رحمه، بعض، زرع، حسنه، رحیم، عتید، کریم مستقیم باید رنگی نوشته میشد و در تضاد با صفحات قبل است. الف در کلمه لیلا نیز باید رنگی نوشته شود. همجنین در کلمات سراجًا و قمرًا.
صفحه۲۴- یاء پایه همزه در سائغًا باید رنگی نوشته شود زیرا این حرف یاء ناخوانا است.
صفحه۲۶- اشکالهای صفحه ۴ در کلمات «بقیه الله» و «الله ربنا» تکرار گردیده است.
صفحه ۲۷- کلمه بنی ءآدم با صفحه ۹ و ۱۲ و ۷۸ در تضاد است اما با صفحه ۱۶ هماهنگ است.
صفحه۲۸- کلمات الصادقین- الصادقات با صفحات ۱۲۷ به بعد همین کتاب در تضاد است و اشکالهای صفحه۴ در آیات ۲ و ۳ و ۴ نیز تکرار گردیده است.
صفحه۲۹- الف مقصوره در « موسی» در جای خود قرار ندارد و در «حق تلاوته» اگر عدم رنگی بودن به خاطر مابعد آن است پس باید در صفحه ۳۰ هم در لغت «فی زینته رسوله» نیز اشباع رنگی نوشته شود یعنی در تضاد با آیه ۲ و ۶ در صفحه ۳۰ میباشد.
صفحه۳۰- دوبار کلمه « علی» ذکر شده که الف مقصوره در جای صحیح نیست. اشکال صفحه ۹ و ۴ نیز تکرار گردیده است.
صفحه۳۱- یائ در شئتم، نأت، شیئا و جئنا زائده است باید رنگی نوشته شود و کلمه هذا، اعراب ندارد پس میتوان به آن سه نوع حرکت کوتاه داد. علاوه بر آنکه الف مقصوره هم ندارد. کلمه « نفسی» را به خاطر نداشتن اعراب نَفَسی هم میشود خوانده. الف در «فأتوا» زائده و پایه همزه میباشد.
صفحه۳۲- الف مدّی با سرکشی در قرآن وجود ندارد و الف مقصوره در کذلک باید بعد از «ذ» باشد نه روی خود ذال.
صفحه۳۳- همزه وصل در تمام « الله» رنگی است اما در «ان الله» رنگی نیست. الف در «یأمُر» پایه و کرسی همزه است و باید رنگی نوشته شود. حرف یاء در «جئنا، جئتمونا» زائده است باید رنگی نوشته شود. الف مقصوره در «عَلی» در جای خود قرار ندارد.
صفحه۳۵- حرف « ی» در «فهدی» ناخوانا است باید رنگی نوشته می شد و همچنین الف در »ءامنوا» و لام اول در کلمه «الله».
صفحه۳۶- حرف « ی» در «الهوی ، اغنی، لعلی، للتقوی، علی، الاعمی» و حرف الف در «اعدلوا، وقفوا، ءامنوا و ارکعوا، اسجدوا، اعبدوا» همه ناخوانا است باید رنگی نوشته شود. الف مقصوره در کلمات «اغنی، اقنی، الاعمی» در جای خود قرار ندارد.
صفحه۳۸- همزه وصل در «العاقبه، العلی، المؤمنون، الحق، المیت، افتح، بالحق، الفاتحین، الحق، المال، القربی، الیتامی، المساکین» ناخوانا است باید رنگی نوشته میشد. حرف «ی» در «للتقوی، ءاتی المال، علی، ذوی، الیتامی» زایده است و باید رنگی نوشته میشد.
صفحه۳۹- تمام اشکالهای صفحه ۳۸ دراین صفحه تکرار گردیده است.
صفحه۴۰- لام اول کلمه جلاله «الله» ناخوانا است باید رنگی نوشته میشد.
صفحه ۴۱- کلمات طبق رسم الاملاء نوشته شده الف در کلمه «یدعو» حذف شده و کلمه «الیل» با دو لام نوشته شده در حالی که از صفحات ۱۲۷ به بعد با یک لام نوشته شده است.
صفحه ۴۲- کلمات ترکیبی از رسم الاملاء و رسم المصحف که یک رسم الخط من درآوردی است.
صفحه۴۳- تا صفحه۱۲۷ از علامت مد استفاده شده حتمًا این هم یک علامت عربی است که لازم نیست تدریس شود برای ایرانیها و فارسی زبانان است و تمام اشکالهای اول کتاب تا اینجا مرتب در آیات نیز تکرار گردیده است. صفحه۴۲ و در صفحه ۵۵ نیز کلمه «یتلوا» الف حذف گردیده است در حالی که در آخر کتاب الف ثابت است و کلمه «الکتاب» با صفحه ۶۱ در تضاد است.
صفحه ۶۴- کلمه «الصلوه» با صفحه ۶۱ در تضاد است.
صفحه۷۸- کلمات «آلاخره، آمنوا، آلایات، آدم» با صفحات ۱۲۷ به بعد در تضاد است و اصلاً سرکش الف در عربی وجود ندارد و همچنین در تضاد با صفحه۸۱٫
صفحه۸۷- علاوه بر تمام اشکالات صفحات قبل « هاء» در کلمه «الله» اشباع شده است. آیه ۴۹ «یرید الله ان یصیبهم» در حالی که هاء در این کلمه جوهری و ذاتی است.
صفحه۹۰- در این صفحه ۴ مرتبه کلمه «ءادم »به کار رفته که با کلمات دیگر در صفحه ۷۸ کاملاً درتضاد است.
صفحه۹۹- در «اقیموا الصلوه» واو زائده بوده و رنگی نوشته شده. در «ءاتوا الزکوه» در حالی که واو زائده است ولی رنگی نوشته نشده است و در تضاد با صفحه ۱۳۲٫
صفحه ۱۱۱- دو لغت «اولئک» در تضاد با صفحه ۶۱ است.
صفحه۱۲۷- از این صفحه به بعد یک رسم الخط ساختگی که سکون در آن وجود داشت و کار میشد حذف میگردد و علامت مد که تاکنون حتی یک مورد هم وجود نداشت به علائم میپیوندد. شکل یاء اشباع نیز از حال « ی» به « » تغییر مییابد و بعضی از کلمات هم تغییراتی میکنند مثل کلمه «الصالحات» که تبدیل به «الصالحت» میشود که با رسم الاملاء هماهنگی دارد نه با رسم المصحف صفحه ۱۳۰٫
صفحه ۱۳۲«واقیموا الصلوه» با «و ءاتوا الزکاه» صفحه ۹۹ کاملاً متفاوت است.
دیدگاه های اخیر