احکام هفته : درس۳۱:«امر به معروف ونهی از منکر»
نویسنده سعید همایون در آبان ۱۴م, ۱۳۹۰ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون ال عمران ۱۰۴
و باید از میان شما، گروهى، [مردم را] به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند.
حضرت امیرالمؤمنین ۷روزی خطبهای خواند و پس از آنکه حمد و ثنای الهی بجای آورد، فرمود:
امّتهایی که پیش از شما بودند، همین که آلوده به گناهان شدند و علماء و پیشوایان دینی آنان را از این گناهان ومفاسد بازنداشتند، آنان هم به گناهان خویش افزودند و گرفتاریهای عظیم پیدا کردند؛ پس شما امر به معروف ونهی از منکر کنید، و بدانید که عمل به این دو وظیفه بزرگ نه اجل کسی را نزدیک می کند و نه روزی کسی را از
بین میبرد.
و نیز رسول اکرم ۶فرمود:
همیشه امّت من در خیر و خوشبختی بسر خواهند برد مادامی که به کارهای نیک فرمان دهند و از کارهای ناروا جلوگیری نمایند و در نیکوکاری همکاری کنند؛ وقتی این مراقبت و نظارت همگانی از بین رفت، برکت از آنان سلب میشود و گروهی از اشرار و بداندیشان بر آنان مسلط میشوند، آنگاه در زمین و آسمان دادرس و یاوری پیدا نمیکنند.
۱ـ امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی هستند، بدین معنی که ابتدا بر همه واجب است که به نوبه خود مردم را به کار نیک وادار کنند و از کار زشت جلوگیری نمایند، اما همین که گروهی چنین کردند و مؤثر افتادند، دیگر تکلیف از دیگران ساقط است.
۲ـ اگر بپا داشتن واجبی یا از بین بردن منکری متوقف بر اقدام دسته جمعی باشد، چنانچه بعضی مردم اقدام کنند، تکلیف ساقط نشده و لازم است که دیگران هم بپیوندند تا عدّه کافی فراهم شود.
۳ـ کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خود کارهای نیک یا ناروا را بشناسد و آشنا به آن وظائف باشد تا دیگران را گمراه نکند.
۴ـ کسی که میخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، باید احتمال بدهد که اثر میکند و اگر میداند یا اطمینان دارد که اثر ندارد، واجب نیست.
۵ ـ این وظیفه در صورتی لازم است که شخص مرتکب گناه آن عمل را تکرار کند؛ و اگر معلوم شود که خود او از کار زشت خویش دست کشیده است، نهی لازم نیست.
۶ ـ اگر معلوم شد یا شخص احتمال قوی داد که امر به معروف و نهی از منکر باعث ضرر شدید جانی یا آبرویی و یا مالی بر او یا خویشان و آشنایانش میشود، تکلیف برداشته است؛ جز اینکه معروف یا منکر از اموری باشد که خدا بدان اهمّیت داده است، مانند از دست رفتن جان عدهای از مسلمانان یا هتک ناموسشان یا از بین رفتن آثار اسلام یا محو منطق اسلامی بطوریکه باعث گمراهی مسلمانان شود یا از بین بردن شعائر اسلام مثل سوختن یا محو خانه خدا در این صورت نمیتوان وظیفه را ترک کرد؛ و باید مقایسه اهمّیت قضیه را کرد که آیا ضررها و خطرها سنگینتر است یا آنچه نسبت بدان امر و نهی کرده است.
۷ـ اگر بدعتی در اسلام گزارده شود و سکوت پیشوایان مذهبی موجب هتک اسلام و سستی اعتقاد مسلمانان گردد،
واجب است بر آنان به هر وسیله که ممکن است نهی از منکر کنند، خواه مؤثر باشد یا نه.
۸ ـ امر به معروف و نهی از منکر چند مرتبه دارد:
قلبی، زبانی و عملی، که به ترتیب باید اِعمال شوند، بطوری که اگر مرتبه پیش برای وادار کردن و جلوگیری کافی باشد، از مرتبه بعد استفاده نکند.
۹ـ اظهار ناراحتی قلبی در مقابل منکر مانند روتُرش کردن، رو گرداندن، دوری کردن، ترک رفتوآمد و مانند اینها است، بطوریکه به طرف بفهماند که از کار بد او ناراضی است و از او میخواهد که آن را ترک کند.
۱۰ـ راضی بودن به ارتکاب گناه حرام است.
۱۱ـ اگر اظهار نارضایی قلبی کافی نباشد، باید بزبان بگوید و اگر احتمال میدهد که با زبان نرم بهتر نتیجه میگیرد، نباید تندی کند؛ و اگر با تندی و تهدید کار از پیش میرود، لازم است بدین ترتیب جلو کارهای ناروا را بگیرد.
۱۲ـ در امر به معروف و نهی از منکر کردن باید مواظب باشد که خود مرتکب خلافی نشود مانند ناسزا، دروغ، توهین و … مگر آنکه آن گناه و مفسده بقدری عظیم باشد که خواست خداوند جلوگیری کردن از آن باشد بههر ترتیب که بشود از آن جلوگیری کرد.
۱۳ـ اگر معلوم شد که با نارضایی قلبی و با تذکر زبانی کار از پیش نمیرود، باید عملاً جلوگیری کند؛ نحوه اقدام و عمل بسته به اهمّیت موضوع و مقدار تأثیر است.
۱۴ـ سزاوار است که شخص در امر و نهی خود مانند طبیب مهربان و پدر رئوفی باشد، رعایت مصلحت طرف را بکند و کارش برای خدا و خالی از هوای نفس باشد و با خودخواهی و خودستایی همراه نباشد.
مهمترین نوع امر و نهی آنست که شخص خود عملاً به فضایل آراسته و از بدیها پیراسته باشد تا رفتار و اخلاق او
بهترین سرمشق برای دیگران باشد.
دیدگاه های اخیر