نویسنده سعید همایون در آبان ۱۴م, ۱۳۹۰
رواق منظر چشم من آشیانه تست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه تست
ندادهام به کسی نقد دل بجز مهرت
در خزانه به مهر تو و نشانه تست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصه جان خاک آستانه تست
تو قطب عالمی ای شهسوار ورنه چراست
که توسنی چو فلک رام تازیانه تست
چرا زیاد تو یاد خدا کنیم اگر
کلید گنج سعادت نه در خزانه تست؟
زهی جلال و جمال و زهی صفات کمال
که در جهان همه گلبانگ عاشقانه تست!
چو فیض طالب فیضم ز خاک درگه تو
که فیض های الهی در آستانه تست!
نویسنده سعید همایون در آبان ۷م, ۱۳۹۰
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت
بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
یعنی زما به مهدی هادی پیام بر
کو روز و شب دعا و ثنا میفرستمت
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
در صحبت شمال و صبا میفرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
می بینمت عیان و دعا میفرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
جان عزیز خود به فدا میفرستمت
ای دل بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا میفرستمت
ای فیض جان به تحفه به نزدیک او ببر
بشتاب هان به وصل و لقا میفرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
زینجا به آشیان بقا میفرستمت
نویسنده سعید همایون در مهر ۲۴م, ۱۳۹۰
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در پرده هنوز وصدت عندلیب هست
مردیم از فراق تو ای عیسی زمان
آیا ز خوان وصل تو ما را نصیب هست؟
هر جا روم خیال تو در دیده من است
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست
هر چند دورم از تو که دور از تو کس مباد
لیکن امید وصل توأم عنقریب هست
دوری ز خدمت تو ز نقصان شوق ماست
دردا که درد نیست وگرنه طبیب هست
اظهار شوق این همه از فیض هرزه نیست
هم قصه غریب و حدیث عجیب هست
دیدگاه های اخیر